
زمانی کة وامواژةای در زبانِ وامگیر گواردة نشد؛ در پیِ نیاز بة واژةهایی نو با آرِشی نزدیک بة آرشِ واژهٔ ناگواردةای کة پیشتر بة وام گرفتة شدة بود؛ واژةای تازة از همان زبانِ وامدِه ستاندة میشود کة این روند کم کم بدان جا میانجامد کة خانوادةای گستردة از وامواژةهایی ناگواردة در زبانِ وامگیر پدیدار میشود. این دست خانوادةهایِ وامواژگانین بة چنگارهایی نابودگر میمانند مر زبانِ وامگیر را. این...
ادامه مطلب
بسیاری از امروزیان با این کة از آزادگي بیبهرةاند؛ دلِ خُد را بة آزادي خُش کردةاند.+ نوشتة شدة در جمعه پنجم آذر ۱۳۹۵در تَسویِ 21:10 بة دستِ زادمرد | ...
ادامه مطلب
پروانةای در بارهٔ آتش شنید پس بجُستش تا یافت آن را و دید. در آن رفت پس شد ناپدید. + نوشتة شدة در پنجشنبه نهم دی ۱۳۹۵در تَسویِ 10:29 بة دستِ زادمرد | ...
ادامه مطلب
بة نامِ یزدانِ دلسوز و مهربان یزش یزدان راست کة خدایِ جِهانیانست؛ دلسوز و مهربانست؛ خداوندِ روزِ پرستشست. تنها، تو را بندگي میکنیم و تنها، از تو یاري میجوییم. شاهراهِ سرراست را بة ما بنما. شاهراهِ کسانی کة بر ایشان شاهیدی و نه بر ایشان خشم رفتةاست و نه گمگشتةاند. واژةنامة: اللّه=یزدان ، ربّ=خدا ، رحمان=دلسوز، رحیم=مهربان ،مالِک=خداوند ، دین=پرستش ، عبادة=بندگي ، حمد=یَزِش ،صر...
ادامه مطلب
گویا کة جهان گر چة گرانبار از بديست ولی رو بة سو ی نیکيِ ناب یزدان میرود....
ادامه مطلب
از پُولِس آوردةاند کة «خدا در مَسیها بود و جهان را با خُد آشتی میداد.» از یوهنّای انجیلنویس هم آوردةاند کة «سخن تن شد.» در میانِ مسیهاییانِ نخستین هم کسانی بودند کة دُکِتین برنامیدة میشوند. ایشان مسیها را خدایی آدمینما میپنداشتند و باور داشتند کة وی بة راستي بر دار زدة نشد. فرجامِ کارِ نشستِ خلکیدون کة در سالِ ۴۵۱ مسیهایین برگزار شد؛ این شد کة گفتند: مسیها هم بوندة خداییست و هم آدمیِ بوندةای. در کیشنامةی نیکاییّة هم آمدة بود کة مسیها و پدرِ سپند همگوهرند. اینگونة بود کة اندک اندک مسیها خدا شد!...
ادامه مطلب
نزد گروهی همهی ایزدان در یزدان گرد آمدند و نزد برخ دگر همهی گوهران در گوهرانگوهر....
ادامه مطلب
آیا میشود که کشور را بی زورآوری گرداند؟ خب اگر آری پس چهگونه؟...
ادامه مطلب
بهرهی بیزانس و بهرهی مسلمانی در نوزایش باخترزمین به چه اندازهست؟...
ادامه مطلب
تفو بر سالوسی آنانی که خد نماد گرفتن آزادیهای بسزای دیگرانند و خون دگرباشان و دگرباوران بیآزاررا ناگرامی میشمرند لیک هی دم از گرامی بودن جان(زیندگی) و روان(فهمندگی) و تن و ناموس و آبرو و مال دیگران میزنند. به راستی تفو!...
ادامه مطلب