گویا کة سِپیدُشتِ فرزانة در نُبیِ پرمایة میخاهد این پیام را برساند کة از آن چة کة هست؛ هیچ گریزی نیست و من بدان ،درست، بو بُردةام پس بهترین راه بة بهترین آیندة را میشناسم و بة شما مینمایمش لیک این فرزان در کالبَدِ استورةای شهنشاهین ریختة شدة است تا کة در مردمان کارگر اوفتد.
برچسب:
نویسنده: آوا اسدیپور