دری از کهنترین زبانهایِ زندة است، با ادبی گرانسنگ و آن گنجینةای از دُرهایِ گرانی است که نیاکانِ ایر واهشتةاند.
پاسش را بداریم و مَهلیم کة تندبادِ زمانة رخِ سادة و سودهٔ این زبان را با گردِ فراموشي بپوشاند و چنگارهایِ واژةهایِ بیگانة تنِ پریوشَش را فرو گیرند و از درون تباه کنند.
این زبان زخمِ بیمهريهایِ زبانورانش نه همهشان را بر چهرة دارد و تا ما با وی بر سرِ مهر نیاییم و بة اندرزهایِ پزشکانش گوش نسپاریم و آنها را بة کار نبندیم؛ نسزد کة بهشدنش را چشم بداریم.
بة امیدِ روزی کة از خابِ گرانِ خُدباختگي بر خیزیم و باز کانِ زرِ نیاکانینِ خُد را بیابیم. ایدون باد؛ ایدون...