از بندگی تا آزادگی

متن مرتبط با «اولین باری که ازجلودادم» در سایت از بندگی تا آزادگی نوشته شده است

باری که از بردنش ناگزیریم...

  • نیلوبلاگ

    گفتةاند کة بیمهرگان هم چو مهرةداران در گاهِ تنیدگي مایةهایی دردزدا در تنشان پراکندة میشود پس شاید که آنان هم درد میکشند. گویا کة زیندگان هر چة روانی توانمندتر داشتة باشند؛ بیشتر درد میکشند و رنج میبرند. شاید... آه! چة غمبار و دلگزا... خب گویا کة اگر کة بخاهیم ماند و زیست؛ چارةای نداریم جز این کة پیهِ درد را بة تن و پیهِ رنج را بة دل بمالیم لیک نمیگویم کة راه بر کاستن از درد و رنج بستةاست. نه. هنوز امیدی هست... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    یه باری ازامروز رودوشته که واسش | اولین باری که ازجلودادم |